برچسب:
نویسنده: امیر رحمانی
* با حس عجیبی، با حال غریبی دلم تنگته... ** زود آشنایِ دیر یافته!
برچسب:
نویسنده: امیر رحمانی
* امروز خیلی شیک و مجلسی، فقط من و بابا، رفتیم خونه دایی عید دیدنی. بعدش هم رفتیم آرامستان...
* کنار خاک مامان، وقتی چشمم به چشمای بابا افتاد که زل زده بود به سنگ قبر سیاه، قلبم فشرده شد ...
برچسب:
نویسنده: امیر رحمانی